تاریخ وسیره پیرامون امام صادق(علیه السلام)
15 بازدید
تاریخ ارائه : 9/11/2012 2:22:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

زندگانى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام ( ترجمه جلد 47 بحار الأنوار)، ص: 6-1

باب اول ولادت و وفات و مدت زندگانى امام ششم عليه السّلام‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

كافى مي نويسد:«حضرت صادق عليه السّلام در سال هشتاد و سه متولد شد و در شوال سال صد و چهل و هشت از دنيا رفت شصت و پنج سال زندگى كرد و در بقيع دفن شد. مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمّد كه مادر او اسماء دختر عبد الرحمن بن ابى بكر بود.[1]»

شهيد در دروس مي نويسد:« امام صادق عليه السّلام روز دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال هشتاد و سه متولد شد و در همان مدينه در ماه شوال بعضى نيمه رجب نوشته‏اند روز دو شنبه سال صد و چهل و هشت از دنيا رفت در سن شصت و پنج سالگى مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمّد. جعفى گفته اسمش فاطمه بود و كنيه‏اش ام فروه‏[2]

ثواب الاعمال می نویسد:« ابو بصير گفت خدمت ام حميده رسيدم كه او را بدر گذشت‏

حضرت صادق عليه السّلام تسليت بگويم شروع بگريه كرد من نيز از گريه او اشكم جارى شد. گفت اگر هنگام درگذشت حضرت صادق مى‏بودى چيز عجيبى مشاهده ميكردى.

گفت حضرت صادق چشم باز كرد و فرمود هر كس با من خويشاوندى دارد بگوئيد بيايد. همه را جمع كرديم. نگاهى بآنها نموده فرمود: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة» بشفاعت ما نخواهد رسيد كسى كه نماز خود را سبك شمارد.[3]»

در غيبت شيخ طوسى می نویسد:« هشام بن احمر از سالمه كنيز حضرت صادق عليه السّلام نقل می کند كه گفت من هنگام درگذشت آن جناب حضور داشتم. بيهوش شد همين كه بهوش آمد فرمود به حسن بن على بن علي بن الحسين كه مشهور بافطس بود هفتاد دينار بدهيد و بفلان كس فلان مبلغ و بفلانى اين قدر.

عرض كردم آقا بكسى پول ميدهى كه با كارد بتو حمله كرد و قصد كشتن شما را داشت؟! فرمود نمي خواهى از كسانى باشم كه خداوند در باره آنها فرموده‏ «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏[4]» بلى سالمه! خداوند بهشت را آفريد و آن را خوشبو كرد كه بوى خوش آن از دو هزار سال راه بمشام ميرسد ولى بوى بهشت را نافرمان پدر و مادر و قطع‏كننده رابطه‏ى خويشاوندى حس نخواهد كرد.[5]»

ابو ايوب خوزى گفت:« منصور دوانيقى نيمه شب از پى من فرستاد وقتى رفتم روى تخت نشسته بود مقابلش شمعى مي سوخت و در دست نامه‏اى داشت تا سلام كردم نامه را پيش من انداخت و شروع بگريه كرد. گفت اين نامه محمّد بن سليمان است نوشته است كه جعفر بن محمّد از دنيا رفته- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ سه مرتبه اين كلمه را گفت كجا مي توان چون جعفر بن محمّد پيدا كرد.[6]»

بمن گفت بنويس. اول نامه را نوشتم، گفت بنويس اگر شخص معينى را وصى‏خود قرار داده گردنش را بزن. جواب نامه آمد. كه پنج نفر را وصى خود قرار داده يكى از آنها خود منصور ابو جعفر است، علي بن سليمان، عبد اللَّه و موسى دو پسرش و حميده. منصور گفت نميتوان اينها را كشت.

مناقب- داود بن كثير رقى گفت:« مرد عربى پيش ابو حمزه ثمالى آمده چيزى پرسيد- ابو حمزه گفت حضرت صادق از دنيا رفت. عرب ناله‏اى زده بيهوش شد. وقتى بهوش آمد پرسيد كسى را وصى قرار داده گفت بلى و پسر خود عبد اللَّه و موسى و منصور دوانيقى را وصى خود قرار داده ابو حمزه لبخندى زده گفت الحمد للَّه كه ما را هدايت نمود و ما را به بزرگتر آشنا كرد و كوچكتر را معرفى نمود و مطلب بزرگى را پنهان داشت.

توضيح خواستند از اين جملات مبهمش گفت عيب‏هاى پسر بزرگتر را نمود و ما را راهنمائى به فرزند كوچكتر موسى بن جعفر نمود و وصى واقعى را از منصور پنهان كرد اگر او بگويد وصى جعفر بن محمّد كيست بگويند خودت.

اعلام الورى ص 266 مي نويسد:« بعد از پدر ايام امامتش سى و چهار سال بود.»

در ايام امامت آن جناب بقيه حكومت هشام بن عبد الملك و حكومت وليد بن يزيد بن عبد الملك و حكومت يزيد بن وليد بن عبد الملك كه مشهور به ناقص بود و حكومت ابراهيم بن وليد و حكومت مروان بن محمّد مشهور به حمار و در سال صد و سى و دو ابو مسلم خراسانى قيام كرد كه در نتيجه سلطنت از بنى اميه به بنى عباس كه اولين خليفه آنها عبد اللَّه بن محمّد بن على بن عبد اللَّه بن عباس معروف بسفاح بود منتقل گشت. او چهار سال و هشت ماه حكومت كرد پس از او برادرش ابو جعفر مشهور بمنصور دوانيقى بيست و يك سال و ده ماه حكومت را در عهده داشت حضرت صادق عليه السّلام در سال دهم حكومت او از دنيا رفت و در بقيع كنار پدر و جد و عموى خود امام حسن مدفون شد.

- يونس بن يعقوب از حضرت موسى بن جعفر نقل كرد كه فرمود:«من پدرم را در دو پارچه مصرى معروف بشطوى كه در آنها احرام بسته بود كفن كردم و يكى از پيراهنهاى خود آن جناب و عمامه‏اى كه متعلق بعلى بن الحسين عليه السلام بود و بردى كه آن را چهل دينار خريدم.[7]»

 

 



[1] - كافى ج 1 ص 472

(1) در فصول المهمه سال تولد را سال هشتاد هجرى مينويسد در نتيجه عمر آن جناب را شصت و هشت سال مينويسد كه در زمان منصور مسموم شد.

 

[3] - ثواب الاعمال

(1) رعد آيه 21 كسانى كه بدستور خدا مراعات حال خويشاوند مي كنند و از خدا و حساب بد بيم دارند.

 

[5] - غيبت شيخ طوسى ص 128

[6] -همان

[7] - كافى ج 1 ص 475