پیرامون زندگانی حضرت جواد الأئمه(علیه السلام)
11 بازدید
تاریخ ارائه : 6/1/2012 11:53:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

ترجمه جلد 50 بحار الأنوار) ؛ ؛ ص8

ابن بابويه گفته: حضرت جواد عليه السّلام را معتصم مسموم كرد. فرزندان آن آقا امام علي النقى و موسى و حكيمه و خديجه و ام كلثوم بودند[1]

ابن عياش گفته روز جمعه دهم رجب سال 195 متولد شد و در بغداد آخر ذى قعده بوسيله زهر شهيد گرديد. گفته‏ اند روز شنبه ششم ذيحجه سال 225 بوده در قبرستان قريش پهلوى جدش موسى بن جعفر عليه السّلام دفن شد و بيست و پنج سال داشت. بعضى گفته‏اند: سه ماه و بيست روز از بيست و پنج سال اضافه بود.

مادرش كنيزى فرزند دارى بنام درّه از اهالى مريسيه (دهى است در مصر) بود كه بعد حضرت رضا عليه السّلام او را خيزران ناميد از فاميل‏هاى ماريه قبطيه بشمار مي رفت. بعضى گفته‏اند، نامش سبيكه و اهل نوبه كه باو ريحانه ميگفتند و كنيه‏اش ام الحسن بود.

مدت امامت حضرت جواد عليه السّلام هفده سال بود كه با پدر خود هفت سال و چهار ماه و دو روز زندگى كرد پس از پدر هيجده سال و بيست روز كم زندگى نمود در سالهاى امامت آن سرور بقيه حكومت مأمون و پس از او معتصم بود كه در زمان معتصم شهيد شد.

در تفسير عياشىآمده است: زرقان دوست ابن ابى داود و رفيق صميمى‏اش گفت:

يك روز ابن ابى داود از پيش معتصم برگشت ولى خيلى غمگين و افسرده بود.

گفتم: چه شده؟ گفت: امروز آرزو كردم كه كاش بيست سال پيش مرده بودم پرسيدم براى چه؟

گفت بواسطه كارى كه از اين سياه چهره پسر على بن موسى الرضا (حضرت جواد) در حضور امير المؤمنين انجام شد گفتم جريان چه بود؟ گفت يك سارق را آوردند كه اقرار بدزدى خود كرده بود از خليفه درخواست داشت كه او را پاك نمايد بوسيله جارى كردن حد، بهمين جهت فقها را در مجلس خود جمع كرده بود و محمّد بن علي (حضرت جواد) نيز بود از ما پرسيد چه قسمت از دست دزد بايد قطع شود؟ من گفتم: از مچ گفت: بچه دليل گفتم: زيرا دست اطلاق بر انگشتها و كف دست مى‏شود تا مچ خداوند در آيه تيمم نيز ميفرمايد: فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ‏ حرف مرا گروهى از دانشمندان قبول كردند.

يك دسته ديگر گفتند: بايد تا آرنج قطع شود پرسيد به چه دليل گفتند:

زيرا خداوند در اين آيه ميفرمايد: وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ‏ در مورد وضو گرفتن ميفرمايد دستهاى خود را بشوئيد تا آرنج معلوم مى‏شود دست شامل تا آرنج مى‏شود.

در اين موقع رو بجانب محمّد بن على عليه السّلام كرده گفت: شما چه ميگوئيد؟

فرمود: اينها نظر خود را در مورد دست دزد گفتند. گفت: شما را بخدا سوگند،شما نيز نظر خود را بفرمائيد. فرمود اكنون كه قسم دادى ميگويم كه اينها بر خلاف دستور پيامبر اكرم ميگويند زيرا دست دزد بايد از آخر انگشتان قطع شود كف دست باقى بماند. گفت: بچه دليل؟ فرمود: بدليل فرمايش پيغمبر اكرم كه فرموده است: سجده بر هفت موضع انجام می شود صورت و دو دست و دو زانو و دو پا اگر دستش را از مچ يا آرنج قطع كنند ديگر دستى نخواهد ماند تا سجده نمايد خداوند در اين آيه ميفرمايد:

«أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ‏» سجده‏گاهها مخصوص خدا است. منظورش همين هفت موضع است كه با آن سجده ميكنند «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً» آنچه اختصاص بخدا داشته باشد قطع نميشود.

معتصم حرف او را پسنديد و دستور داد دست دزد را از انتهاى انگشتان قطع كنند و كف دست را باقى بگذارند.

ابن ابى داود گفت: براى من قيامتى بپا شد آرزو داشتم كه زنده نباشم.[4]



[1] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت جواد و عسكريين عليهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)، ص5-8، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1364 ش.

میلادحضرت امام جواد(علیه السلام)برهمه شیعیان ودوست دارانش مبارک باد.